کافه عشق

عشق مادر به فرزند

 ♥ و باز هم عشق مادر به فرزند 

♥ مادری که بخاطر فرزند بیمارش موهایش را همیشه از ته میزند ...

♥تا فرزندش احساس تنهائی نکنه 

♥ من ستایش میکنم این بانوی جوان را 

♥ و هر جای دنیا هستند آرزوی سلامتی برای هر دو تا شون میکنم 

♥ ♥ آمیــــــــــــن ♥ ♥

 

 

نویسنده: n_barkhordari ׀ تاریخ: شنبه 07 مرداد 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

میگم///

 میگم خداحافظ

که تو چشم تَر کنی و بگـــی :

کجــا ؟ مگه دست خودته این اومدن و رفتن ؟

که سفت بغلم کنی و بــگی :

هیچ رفتــنی تو کار نیست

همین جـا ” به دلت اشاره کنی” جاته تا همیشه.

آخر سرش محکم بگی : شیر فهم شد ؟؟!

و من ، دل ضعفه بگیرم از این همه عاشقانه های محکمت

 

!

نویسنده: n_barkhordari ׀ تاریخ: شنبه 07 مرداد 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

آب باد خاک آتش

 تمام اشک های چشمم را به سلامتی تو

نوشیدم....

مستانه عربده می کشم تو را......

آری امشب دوباره مستم...

قلم را به دریا می زنم...

بر روی خاک سجده می کنم...

سرم را به باد می دهم...

مگو که چهار عنصر را نمی شناسی قبلا آتش


گرفته ام....

.

نویسنده: n_barkhordari ׀ تاریخ: شنبه 07 مرداد 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

post

 من مست توام اگر خلافی كردم تنبیه ام نكن چرا كه در شرع نیز مستان را حد نمی زنند.

هر وقت هوشیار شدم آنوقت تنبیه ام كن كه نخواهم گشت خود هشیار من!!!

نویسنده: n_barkhordari ׀ تاریخ: شنبه 07 مرداد 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(5)

post

… بچه که بودیم با بالشت خونه میساختیم!
توش میخوابیدیم… سنگر میگرفتیم…. خلاصـــه، یه دنـــــیایی داشت

 

 

نویسنده: n_barkhordari ׀ تاریخ: شنبه 07 مرداد 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

....

 نـﮧ نمـﮯدآنـﮯ !

هیچکس نمـﮯבآند. . .

پشت این چهره ی آرام בر دلم چـﮧ مـﮯگذرב..

.

نویسنده: n_barkhordari ׀ تاریخ: شنبه 07 مرداد 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(1)

post

 بی تو ، مهتاب شبی باز از آن كوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه كه بودم !

در نهانخانة جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید

یادم آید كه شبی با هم از آن كوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت 
من همه محو تماشای نگاهت

نویسنده: n_barkhordari ׀ تاریخ: شنبه 07 مرداد 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

...

 بودی بی تو تنها گریه کردم 

تو را دیدم و خندان گریه کردم

برای اینکه اشکهایم را نبینی 


نشستم زیر بارن گریه کردم

نویسنده: n_barkhordari ׀ تاریخ: شنبه 07 مرداد 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

هوس کرده ام

 هوس کرده ام 

باران باشم

بلغزم بر گردنت، دستانت

نم نم، شبنم بشوم بر گونه هایت

هوس کرده ام

برگِ خشک نباشم 

لگدمال شده ی پاهایت

هوس کرده ام

پرنده ای باشم

که پرهایش به هم چسبیده 

فرورفته در عسلِ چشمانت
... 

هوس کرده ام 

الهه باشم 

الهه ات باشم.

.

نویسنده: n_barkhordari ׀ تاریخ: شنبه 07 مرداد 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

سلامتی رفیق با مرام............. سلامتی رفیق با مرام.............

 یه روزی پسری با خانوادش دعواش شد و

از خونه زد بیرون و رفت خونه یکی از دوستاش و یک ماه موند.
بعد از یک ماه دختری را سرکوچه میبیند و بهش تیکه میندازد
یکی از دوستاش میگه میدونی این کی بود ؟؟!!
میگه نه !!
... میگه این خواهر همون رفیقت بود که تو یه ماه خونشون بودی.
عذاب وجدان میگیره میره خونه رفیقش
رفیقش داشت مشروب میخورد به رفیقیش میگه :
ببخشید من سر کوچه به دختری تیکه انداختم
ولی نمیدونستم خواهرتو بود !
دوستش پیکشو میبره بالا میگه به سلامتی
رفیقی که یه ماه خونمون خورد خوابید ولی خواهرمو نشناخت ...
 
  •  
نویسنده: n_barkhordari ׀ تاریخ: شنبه 07 مرداد 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

صفحه قبل12345...16صفحه بعد

درباره وبلاگ

آرزو دارم شبی عاشق شوی ، آرزو دارم بفهمی درد را ، تلخی برخوردهای سرد را ، می رسد روزی که بی من سر کنی ، می رسد روزی که مرگ عشق را باور کنی زیر باران پوسید ... خوش آمدید


جستجوی مطالب

طراح قالب

CopyRight| 2009 , 4845.LoxBlog.Com , All Rights Reserved
Powered By LoxBlog.Com | Template By: NazTarin.COM
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران